مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

460

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و درشتى موضع و علامات سودا . علاجش اسهال به حبّ افتيمون و معجون نجاح و تعديل مزاج به استعمال مرطّبات و پياز عنصل ماليدن و پيه خرس و سم بز را بسوزانند و با بيخ نى خشك كرده و سوده طلا كنند و روغن لادن پيوسته مىمالند ؛ و از خون مىباشد . علامتش سرخى موضع و علامات غلبهء خون . علاجش فصد كردن و اطليهء مذكوره به كار مىدارند . سم خر اهلى و وحشى سوخته ، خاكستر آن را به روغن كنجد سرشته و اگر زيت بود ، بهتر طلا كنند و خاكستر سياه‌دانه و خاكستر قيصوم طلا كردن در همهء اقسام موى بروياند . فصل پانزدهم : در كلف و نمش و برش و خيلان كلف حدوث كمودت بود در روى و تغيّر رنگ آن اندكى به سياهى آميخته به سرخى ؛ و نمش حدوث سياهى كه به سرخى زند بيشتر به شكل مستدير و از كلف رنگين‌تر بود و سرخى در او بيشتر . برش نقطه‌هاى سياه بود و گاه « 1 » به سرخى و كمودت مايل بود . بيشتر در رو واقع شود ؛ و خيلان مثل اين آثار بود ، ليكن مرتفع باشد از سطح بدن و آنچه با طفل مولود بود دفع نتوان كرد و آنچه حادث شده باشد ، علاج فصد كردن و اسهال خلط سوداوى ، پس طلا كردن به تخم خربزه و تخم ترب و قسط و ايرسا و خردل و ترمس كوفته و بيخته به گلاب و سركه سرشته ؛ و خيلان را سوزن در زنند و به سركه و گلاب « 2 » بشويند و به ادويهء مذكوره طلا كنند . فصل شانزدهم : در صنان و امثال آن تغيّر رايحه « 3 » و نتن ابطين « 4 » و زير پستان و ميان انگشتان پاى و پوست سر و عروق از

--> ( 1 ) . س : + بود . ( 2 ) . س : - به گلاب و سركه . . . گلاب . ( 3 ) . س : زيحه . ( 4 ) . س : ريطين .